سید صولت یگانه

سید صولت، یگانه بود!

پدرش مرحوم «سید حاجی بابا» اهل بیرم لارستان بود. سید حاجی بابا مردی شجاع، دلیر، و سلحشور بود و در دوران مشروطیت حکومت بیرم را در دست داشت و از یاران ایت الله العظمی سید عبدالحسین لاری به شمار می آمد. مردم لارستان از وی خاطرات زیادی دارند که سینه به سینه نقل شده است. از جمله در زمان وی بارندگی زیادی اتفاق افتاد که بهاری به یاد ماندنی به ارمغان آورد و هنوز از آن سال به سال سید حاجی بابا یاد می شود.

«سید صولت» به حقیقت در خواندن اشعار مذهبی و نوحه خوانی «یگانه» بود. زیرا در ان زمان که بلندگو نبود او قادر بود مجالس پرجمعیتی را که گاه بالغ بر هزار مستمع در آن حاضر بودند به نحوی اداره کند که همه صدایش را به وضوح بشنوند. با دستگاه های موسیقی ایرانی آشنایی داشت. برخوردار از حنجره و صوتی فوق العاده دلنشین بود. مراثی را با آوایی حزین می خواند و هنگام اجرای مراسم ختم سینه زنی ها، شور و حالی زایدالوصف در مستمعین ایجاد می کرد.

صدایش بس جوان بود، به گونه ای که اگر در خارج از مجلس کسی او را نمی شناخت و صدایش را می شنید، هرگز تصور نمی کرد صوت انسان مسنی باشد. از ویژگی های بارز وی آن بود که دچار گرفتگی صدا نمی شد. سید صولت برای تمامی دسته های سینه زنی سنتی حیدری و گاه دسته های نعمتی ختم را انجام می داد. در دو ماه محرم و صفر، در مساجد، حسینیه ها و منازل روضه می خواند. انسانی مردمی بود؛ هم می گریاند هم می خنداند. با مزاح و بذله گویی دوستان را به خنده می انداخت. کارها و گرفتاری های مردم را با شوق و ذوق انجام می داد. شغل اولیه اش کلاه دوزی بود. آن مرحوم نقل می کرد: شبی بر پشت بام که در آن مجاور منزل داشت نشسته و اسمتاع می کردند. فردای آن شب مرا طلبید و از من خواست تو که چنین صوتی داری، بهتر است در مراسم حضرت سیدالشهدا (ع)، ذاکر ان حضرت باشی. کلامش در من اثر بخشید و از آن پس به مداحی و مرثیه خوانی حضرت امام حسین (ع) و دیگر اهل بین علیهم السلام روی آوردم.

به هر حال هم شهامت داشت هم صراحت لهجه، و حاضرجوابی از خصوصیات بارز آن مرحوم بود. او علاوه بر اینکه ذاکر اهل بیت بود. در شب های ماه مبارک رمضان برای مردم مناجات می خواند. عشق و علاقه به اهل بیت تا لحظه آخر عمرش ادامه داشت، طوری که در هنگام فوتش پای منبر امام حسین (ع) در حسینیه اعشظم در اواخر ماه صفر مشغول نوحه سرایی بود که جان به جان آفرین تسلیم کرد. مردم لارستا و دسته های سینه زنی سنتی در همان سال مراسم تشییع جنازه ی باشکوه و بی نظیری برای این مداح اهل بیت بر پا نمودند. بشنو از روزگار ما خبری/ دم فرو بسته بلبل سحری// سینه ها خاطرات او دارد/ رمضان و محرم و صفری/ آخرین دم زد از برای حسین/ در صفر قسمتش بود سفری//.

نوشته ی زیر بر اساس گفتگوی دکتر محمد باقر وثوقی (از نویسندگان و مورخان اهل لارستان که ساکن تهران هستند) با مرحوم سید صولت یگانه در مورد فرهنگ عزاداری ماه محرم و صفر در لار و برخی اطلاعات جانبی تنظیم شده است.

“… هشت نه ساله بودم که برای اولین بار نوحه خوانی را تجربه کردم. اولین نوحه ای که به یاد دارم در کوچه پس کوچه های لار خواندم. در رثای مرحوم آیت الله سید عبدالحسین لاری بود. نوحه را به یاد ندارم اما مصرع ترجیع بندی که سینه زنان پاسخ نوحه را با آن می دادند بدین مضمون بود: «ای وای که رفت از کف ما حجت الاسلام». ]سال وفات مرحوم آیت الله سید عبدالحسین لاری ۱۳۴۳ ه.ق برابر با ۱۳۰۳ ه.ش است[

از آن پس گاه گاهی روضه های مرحوم حجت الاسلام حاج محمد باقر غفوری را جواب می گفتم. تا این که مرحوم آیت الله سید علی اصغر موسیوی لار فرمودند: سید صولت باید تمام روضه های حاج غفوری را جواب بدهد. و این چنین بود که کار من روز به روز بالا گرفت. ]جواب گفتن روضه در اصطلاح یعنی این که پس از اتمام روضه خانی، نوحه سرایی با آواز حزین در وصف سیدالشهدا و یارانش اشعاری را بر سر جمع می خواند.[

به جز من آقا عسکری که حالا ساکن شیراز است هم نوحه سرایی می کرد و جواب روضه می داد. استاد من در نوحه سرایی آخوند زینل (ذاکری) بود. ایشان در زمان خود بی نظیر بودند و اصولا پیش از ایشان نوحه خوانان در لار سبک خاصی نداشتند. ایشان بود که برای اولین بار نوحه خوانی و ختم سینه زنی را رونقی دیگر داد. همه مردم، نوع و سبک خواندن او را دوست داشتند و با توجه به این که در ان دوران بحث حیدری و نعمتی هم مطرح بود و ایشان اهل پاقلعه (از محلات نعمتی) محسوب می شود باز هم محلات حیدری از او برای نوحه خوانی و ختم سینه زنی دعوت می کردند.

نوحه ها را من از کتاب جودی (شوشتری)، خزان الاشعار، اشعار صامت بروجرودی و صغیر اصفهانی تهیه می کردم. به جز این، شاعران لاری هم شعرهای زیبایی می سرودند و به من و سایر نوحه خوانان می دادند و در دسته های سینه زنی استفاده می شد. از آن شاعران می توانم به این افراد اشاره کنم: دارای حاج محمدرضا که خیاط بود (دارا بدر)، آقا حسین که فکر می کنم فامیلش واعظ زاده بود، میرزا ابوالحسن مجتهدی، محمدحسین حاج ابول، حاج علی بابا.

نوحه ها بیشتر در دستگاه ابوعطا و سه گاه خوانده می شد (از دستگاه چهارگاه نیز در ختم سینه زنی استفاده می شده است) یکی دیگر از شیوه های مورد استفاده در نوحه خوانی، «چاووشی» است که من گاه چاووشی هم می خواندن و تنها شیوه ای که من برای دسته سینه زنی نعمتی خوانده ام همین سبک است. ]چاووشی به آواز غم انگیزی گفته می شود که در میان نوحه خوانی استفاده می شود و این کار معمولا توسط شخصی غیر از نوحه خوان صورت می گیرد. معمولا در مواقعی که نوحه خوان نیاز به نوشیدن آب و یا تعویض برگه نوحه و … دارد، چاووشی خلا پیش آمده را پر می کند. علاوه بر این در برانگیختن احساسات عزاداران نیز موثر است.[